503

ایده ای ندارم که چرا دارم هنوز اینجا می نویسم. نباید همون موقع که همه چی تموم شده بود اینجا نوشتن رو ول می کردم؟ نمیدونم. من بدبینم حس میکنم دیگه هیچوقت مثل قبل نمیتونم پیش کساییکه دوستشون داشتم باشم. حس میکنم از دست همشون دلخورم حتی. اوکی من بازم میتونم تنها باشم. هنوز بی تی اس رو دوست دارم. گرچه امشب یه لحظه احساس بدی پیدا کردم. فکر کردم یکی دیگه این رو شروع کرد. و دو نفر روی من اثر گذاشتن. باشه اما الآن یکیشون که اصلا نیست. اون یکی هم با من حرفی نداره. نمیدونم کاش اینقدر انرژی منفی نبودم. فصل اول بون ویاج رو می دیدم و چقدر آرزو کردم یه روز منم با دوستام برم مسافرت. اما الآن هم دلخوریم و هم ناامیدیم داره آرزوم رو خراب می کنه. نمیخوام با اونا باشم. نمیخوام با هیچکس باشم. نمیفهمم داره چه اتفاقی برام میفته. چرا دارم از دلم بیرونشون میکنم و همه چی رو فراموش میکنم؟ حس میکنم دوست داشتن دیگران، غرورم رو اذیت میکنه. متنفرم که حتی یکم غرورم له شه که میشه. چرا چند روزه وقتی بیدار میشم حس نمیکنم ناراحتی های شب قبلم پوچ بوده و تموم شده؟ چرا دلم میخواد گریه کنم ولی نمیخوام و نمیاد! دلم شهر خودم رو میخواد بارونش رو چیه این هوای لعنتی اینجا که به دلم نمیسازه آخه بارون ندیدم که به هم ریختم بارون ندیدم 

+ از اینکه یادت میفتم و دلتنگت میشم عصبانی ام یاد من نمیفتی و دلتنگم نیستی. میدونم 

کاش مثل هر موقع دیگه که درباره موضوعی راجع به تو میگفتم میدونم و سریع میگفتی نه نمیدونی، الآنم میگفتی نه تو نمیدونی 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

آپدیت نود 32 - یوزرنیم و پسورد نود 32 - لایسنس نود 32 کنگره بزرگداشت شهید آیت الله قدوسی نهاوندی برداشت های من از جهان پیرامون داستان های امنیتی و اطلاعاتی دمی به یاد تو نمونه سوالات تشریحی فتوشاپ با جواب وی پی اس کرکی جم موزیک|رسانه جم موزیک|موزیک ایرونی|آهنگ ایرونی|موسیقی ایرونی|کرمانج موزیک|بیا توکرمانج|بجنورد موزیک|جم موزیک دلنوشته های بارانی من محبان مهدی(عج)